ابن فهد الحلي (مترجم: غفارى ساروى)
53
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى)
6 - « چون در ميان خلايق ، گاهى اوقات ديده مىشود كه شخص بزرگى ، زندانى پست و حقير خود را از حبس و زدن ، آزاد مىكند ( تا چه رسد به تو ) » . 7 - « علاوه بر آزادى ، مالى نيز به او بخشيد و حال آنكه اگر مىخواست او را بكشد ، مىتوانست با شمشير پاره پارهاش نمايد » . 8 - « اگر گنهكارى مانند مرا عذاب نمايى و بندهء مطيع را نعمت دهى ، پس عفو خود را براى چه كسى نگه داشتهاى ؟ » . 9 - « عفو تنها براى امثال من است . من از روزى كه آن را خوى و خصلت هميشگى شما يافتم ، به عنوان محوكنندهء گناهان خود قرارش دادم » . 10 - « از وقتى كه خود را در كتابها ، غافر و وهّاب « آمرزنده و بخشنده » نام نهادى ، مرا به طمع انداختى » . 11 - « اگر شيطان ، اعضا و جوارح مرا كمك كرد كه از فرمان شما سرپيچى كنند ، ولى قلب من از توحيد ( و ايمان به شما ) خالى نيست » . 12 - « به آل محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - سوگند ! كه توحيد شما در قلب من استوار است ، شما خودتان آن را در قلب و انديشهء من كاشتهايد » . 13 - « اين اعضا و جوارح من ، همگى همسايههاى شمايند ، خودت امر فرمودى كه حتى با همسايههاى دور نيز ، خوشرفتارى داشته باشيد » . 14 - « افزون بر اين ، عرب را مىبينيم كه ميهمانان خود را حمايت مىكنند ، و همسايهها و توابع خود را از بلاهاى بزرگ نگهدارى مىنمايند » . 15 - « وقتى چنين حمايتى از عربها نيكو و صحيح شمرده مىشود ، پس چرا من حمايتى كه مانع از آتش جهنّم و عذاب باشد را از همچو تويى كه نهايت آرزوها هستى ، اميدوار نباشم » . نصيحت ( اگر دعا اجابت نشد ) . اگر ديدى اجابت دعايت به تأخير افتاد ، سزاوار است كه به قضاى الهى راضى